محمد تقي المجلسي (الأول)

8

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

قصد كه باشد و اگر بر كسى وضو واجب نباشد سنّت نيّت كند و چون نيّت وجوب كند باطل باشد و همچنين اگر واجب باشد و نيّت سنّت كند و اگر كسى را سلس البول باشد يا شكمش رود از براى هر نمازى وضوئى كند و نيّت روا بودن نماز كند نه ببرداشتن حدث دوّم شستن روى است از رستنگاه موى سر تا ذنخ در طول و چندانيكه انگشت مهين و ميانين بان برسد در عرض و اگر انگشتان دراز باشد فوق الحد يا كوتاه همچنين چندان بشويد كه ديگران ميشويند كمتر نشويد و زياده شستن واجب نيست و اگر كسى را موى پيش سر نباشد يا بر پيشانى نيز موى داشته باشد بدستور ديگران شستن واجب باشد و اگر كسى را محاسن تنگ باشد دست بمالد تا اب بته موى برسد و انچه از براى محاسن گذشته باشد از ذنخ شستن ان واجب نباشد و واجب است كه ابتداى شستن روى از رستنگاه موى سر كند سوّم شستن دستهاست از ارنج تا بسر انگشتان و ارنج نيز شستن و ابتدا از انجا كردن واجب باشد پس اگر عكس كند و مويرا باز پس شكند باطل باشد و واجب است شستن موى دست و اب بتهِ ان رسانيدن و اگر چه بسيار باشد و همچنين ناخنها و اگر چه دراز باشد و اگر انگشتى يا گوشت پاره يا غير ان زيادتى باشد در محلّ غسل انرا هم ببايد شست و اگر كسى را دست بريده باشند يا افتاده باشد باقى را بشويد و اگر ازو ارنج نباشد سنّت است كه بازو را بشويد و اگر محتاج بمدد باشد ديگرى بشويد و اگر چه مزد خواهد بايد داد چهارم مسح پيش سر است بترى كه بر دست مانده باشد انقدر كه مسح گويند و به كمتر از يك انگشت روا نيست و سنّتست كه بسه انگشتان بهم باز نهاده باشد و واجب است كه مسح كند بر پوست پيش سر يا موئى كه از انجا رسته باشد و بر انجا باشد پنجم مسح پشت پايهاست از سر انگشتان تا ببند پاى بترى كه بر دست مانده باشد انقدر كه مسح گويند و اگر ترى بر دست نمانده باشد از محاسن و ابروى و ديگر مويها بستاند و اگر ان هم خشك شده باشد وضو را با سر گيرد و اگر پارهء از قدم نباشد بر باقى مسح كند و اگر از بند پاى نباشد سنّت است كه بر محلّ بريده مسح كند و جايز نيست بر موزه و امثال ان مسح كردن بلكه بر پوست پاى مسح بايد كرد و اگر نتوان موزه كشيدن بجهة تقيه يا سرما و مانند ان بر انجا مسح كند ششم ترتيب چنان كه بعد از نيّت روى بشويد پس دست راست پس دست چپ پس مسح سر پس مسح پايها هفتم موالات يعنى پياپى شستن پس اگر تاخير فعلى كند تا بحدّيكه عضو سابق خشك شود وضو را با سر گيرد و اگر با وجود پياپى شستن عضو سابق خشك شود وضو باطل باشد مگر انكه هوا در غايت گرمى باشد و اب اندك و اگر با وجود تاخير عضو سابق خشك نگردد و ليكن تاخير از حد گذرد وضو باطل باشد و اگر جراحتى داشته باشد كه نتوان شستن باقى را بشويد و بر محل جراحت مسح كند اگر ممكن باشد و اگر محلّى بسته باشد بگشايد يا چندان اب بريزد و دست بمالد كه عضو شسته شود و اگر نتواند بر روى ان مسح كند و واجب است كه عضويكه ميشويد يا مسح مىكند پاك باشد و اب